سیزده بدر
گلکم با چشم برهم زدنی سیزده روز عید هم گذشت،با این که بابایی از روز دوم عید شیفت بود و ما نتونستیم خیلی جایی بریم ولی با حضور گرم شما خیلی بهمون خوش گذشت.
و اما سیزده بدر ،اول بگم خانواده بابایی یعنی باباحاجی و مامان رعنا و عمه اینا و عمو اینا دیروز صبح راهی کربلا شدن و ما فقط موندیم که انشالله به زودی قسمت ما هم بشه
سیزده بدر صبح با مامانی جون و دایی جون رفتیم به سمت واصفجان و اونجا کنار دوستان و آشنایان بهمون خوش گذشت. شما همش توبغل همه می چرخیدی ،آخرش حسابی خسته شده بودی
فدای ناز گل زندگیم بشمممممممممممممممممم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سیزده بدر 

